تبلیغات اینترنتیclose
فکرِ چشمای تو بودم...وقتی که این خونه می سوخت ( بابک صحرایی )
پیچک ( بابک صحرایی )
شعر و ادب پارسی

  بابک صحرایی

 یه پیانو یه گل سرخ یه چراغ نیمه روشن

بابک صحرایی



نوشته شده در تاريخ شنبه 20 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

               

فکرِ چشمای تو بودم...وقتی که این خونه می سوخت

وقتی شب ستاره هاشو...به یه ابرِ تیره می فروخت

فکرِ چشمای تو بودم...وقتی دریا ضجه می زد

وقتی جنگلا می مردن...اما بارون نمیومد

نگران خنده هاتم که پسِ پنجره خشکید

این که هیشکی بغضِ ما رو به غریبیمون نبخشید

من و تو پَر نکشیدیم اما پروازو می فهمیم

چه قفس ها که شکستیم توی این گردشِ تقویم

به تو می رسم دوباره...توی این شکسته بالی

با همین شونه ی زخمی...با همین دستای خالی

فکرِ چشمای تو بودم...وقتی که گریه نکردی

وقتی می دیدم که داری...سمتِ طوفان برمی گردی

فکر چشمای تو بودم...که هنوز آروم و زیبان

که هنوز مثل گذشته...غرقِ رویاهای فردان

دستِ من حتی به مرزِ...سایه ی تو نرسیده

چه کسی این همه دیوار...میون من و تو چیده

 

 

 بابک صحرایی،

خواننده : حسین زمان   

آهنگساز: حامد حنیفی / تنظیم کننده: میلاد اکبری  

http://ali-sokoot.mihanblog.com/post/2103

برچسب ها : ,

موضوع : بابک صحرایی ، عطر رویا -3, | بازديد : 119