تبلیغات اینترنتیclose
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ
پیچک ( بابک صحرایی )
شعر و ادب پارسی

  بابک صحرایی

 یه پیانو یه گل سرخ یه چراغ نیمه روشن

بابک صحرایی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر برگ 

گريه کردمو نوشتم نازنينم يا تو يا مرگ

 به تو گفتم باورم کن ميونه اين همه ديوار 

   تو با خنده اي  نوشتي همنفس خدانگهدار

 بنويس مهلته موندن يه نفس بود

  سهم من از همه دنيا يه قفس بود

بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم

   سر روشونه هات نزاشتم مثل دستات سرده سردم

من که تو بن بست غربت زخمي از اواره پاييز 

  فکره چشماي تو بودم با دلي از گريه لبريز

شبه عاشقونه ي من که هروم شد

 مهلتي اين بودن با توتموم  شد

ندونستم بايد از تو ميگذشتم   

  رفتي از غربت چشمات مي نوشتم

بنويس مهلته موندن يه نفس بود 

سهم من از همه دنيا يه قفس بود

بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم  

  سر روشونه هات نزاشتم مثل دستات سرده سردم

بنويس که خيلي وقته واسه تو گريه نکردم 

سر روشونه هات نزاشتم مثل دستات سرده سردم

 

 بابک صحرايي


خواننده: معين

 آهنگ: بابک بيات

تنظيم: فرد ميرزا

برچسب ها : ,

موضوع : بابک صحرایی ، عطر رویا -4, | بازديد : 160