تبلیغات اینترنتیclose
حالی از من نمی پرسی از منی که بیقرارم( بابک صحرایی )
پیچک ( بابک صحرایی )
شعر و ادب پارسی

  بابک صحرایی

 یه پیانو یه گل سرخ یه چراغ نیمه روشن

بابک صحرایی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 تو چطوری

 

حالی از من نمی پرسی از منی که بیقرارم

منی که بی تو به مرگی زود و بیهوده دچارم

حالی از من نمی پرسی از منی که تلخ و سردم

منی که بعد تو دیگه زندگی رو حس نکردم

من که خوبم تو چطوری گل بی بهار و برگم

نگران من نباش که تو سراشیبی مرگم

تو چه می کنی قشنگم با شب و روزای بی من

من که هیچ کاری ندارم ، جز تحمل جز شکستن

حالی از من نمی پرسی که چه می کنم چطورم

نمی دونی چه عذابی پیله انداخته به دورم

بگو عاشقم نبودی دیگه از تو نمی رنجم

به گمانم که یه عمره تو هراس این شکنجه م

دیگه هیچ زمانی شاید نتونم تو رو ببینم

ولی با همه وجودم چشم براه تو می شینم

حالی از من نمی پرسی که چرا از تو گذشتم

که چه جوری خو گرفتم به غمم به سرگذشتم

 

  بابک صحرایی

http://babak-sahraee.blogfa.com/8712.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بابک صحرایی ، عطر رویا -6 , | بازديد : 232