تبلیغات اینترنتیclose
هنوزم یادمه چشمات مث دریا پریشون بود( بابک صحرایی )
پیچک ( بابک صحرایی )
شعر و ادب پارسی

  بابک صحرایی

 یه پیانو یه گل سرخ یه چراغ نیمه روشن

بابک صحرایی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 25 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

می دونم بر نمی گردی

 

 

هنوزم یادمه چشمات مث دریا پریشون بود

نگاهت شکل اندوه غروبی غرق بارون بود

هنورزم یادمه اشکات مث توفان شبنم بود

جهان کوچیک دستات شبیه سرزمینم بود

تو که گفتی خداحافظ یه چیزی تو دلم لرزید

تنم ، روحم ترک برداشت وجودم از درون پاشید

تو می رفتی و من حتی نتونستم بگم برگرد

تو می رفتی و لبخندت منو دیوونه تر می کرد

هنوزم نیستی و شیهام مث دستای تو سردن

به هرجا می رسم چشمام به دنبال تو می گردن

تو که دنیای من بودی چرا بی من سفر کردی

نمی خوام فکر من باشی می دونم بر نمی گردی

 

 

 بابک صحرایی

http://babak-sahraee.blogfa.com/8712.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : بابک صحرایی ، عطر رویا -6 , | بازديد : 285